استاندارد مديريت طرح و برنامه سازمان PMI

برنامه يا طرح در استانداردهاي PMIبه اينصورت تعريف شده است: پروژه هاي هم خانواده اي که مديريت گروهي آنها نسبت به مديريت منفرد آنها مزاياي بيشتري براي سازمان دارد(مانند مديريت بهينه منابع سازماني). برنامه ممکن است شامل بخشهايي از ساير پروژه هاي غير هم خانواده سازمان نيز باشد. عموما پروژه به يک توليد يک محصول، برنامه به توليد منفعت و نهايتا پرتفوليو به توليد يک نتيجه در سازمان منتهي مي شود که به صورت پيوسته باهم تعامل مي کنند. معمولا تعريف برنامه در سازمانها با مشقت همراه است زيرا در نگاه نخست، اين المان مهم سامانه مديريت پروژه سازماني(OPM) ساختاري شبيه پروژه و پرتفوليو دارد.

بزرگ بودن يک پروژه دليل تعريف آن بعنوان يک برنامه نيست. عموما پروژه منتج به خروجي‌اي مي گردد که اثر آن در سازمان به راحتي قابل تمييز نيست چون پروژه به صورت جزيره اي ديده مي شود. توسعه ظرفيت توليد يک محصول پتروشيمي در يک پلنت، مي تواند يک پروژه محسوب گردد چون محصول آن يک پلنت جديد در کارخانه است اما  چه تاثيري در سودآوري سازمان دارد؟ اين موضوع در حوزه پرتفوليو پايش مي شود.

مثالي ديگر: توليد خودروي ارزان قيمت(رده قيمتي پايين) نمي تواند يک پرتفوليو باشد چون نتيجه استراتژيک اين کار مشخص نيست اما پروژه هم نيست چون محصول آن معين نمي باشد(يعني معلوم نيست که دقيقا چه خطوط توليدي و پشتيباني جهت توليد محصول مورد نظر نياز است چراکه مشخصات محصول هنوز معلوم نيست و ما صرفا عملکرد قابل انتظار از آن را مي دانيم). اين کار يک برنامه است زيرا براي رسيدن به خروجي آن، ممکن است پروژه ها، برنامه ها و فعايتهاي مختلفي انجام پذيرد.

استاندارد مديريت برنامه سازمان PMIدر ويرايش سوم خود نه حوزه دانش را در نظر گرفته است که حوزه هاي ارتباطات، يکپارچگي، تدارکات، کيفيت، ريسک، زمان و محدوده آن با استاندارد PMBOKمشابهت اسمي دارد. اما مديريت مالي و مديريت منابع دو حوزه باقيمانده آن است.

سه ابر فرآيند تعريف، تحويل منافع و اختتام نيز تعريف شده که مجموعا 36 فرآيند را در خود جاي داده است.ابرفرآيند تحويل منافع و بعد از آن تعريف، پر ازدحام ترين ها از نظر تعداد فرايند مي باشند.